۲۶ کلمه انگلیسی پرکاربرد در فرودگاه

مجله اینترنتی دلخوشی: کلمات انگلیسی پرکاربرد در فرودگاه عبارتند از:

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی


Airline – هواپیمایی

مثال:

I need to book a flight to Berlin next week. Which airline do you suggest I fly with ?

The cheapest airline that flies to Germany is Lufthansa. It’s a German carrier.

من می خواهم برای هفته بعد یک پرواز را به برلین رزرو کنم. شما کدام هواپیمایی را پیشنهاد می کنید تا با آن پرواز کنم؟

ارزان ترین هواپیمایی که به آلمان پرواز می کند هواپیمایی لوفتانزا است. آن یک هواپیمایی آلمانی است.


 Arrivals – پروازهای ورودی

مثال:

 Jane, I’ll meet you in the arrivals lounge. I’ll be holding a sign to tell you I’m looking for you.

 

جان، من تو را در سالن پروازهای ورودی ملاقات خواهم کرد. من با نگه داشتن یک علامت به تو نشان می دهم که به دنبال تو هستم.


 Board –  سوار شدن مسافران به هواپیما

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی

مثال:

All passengers on Belle Air flight 2216 must go to the gate. The plane will begin boarding in 10 minutes.

تمامی مسافران با پرواز بل شماره ۲۲۱۶ باید به در ورودی (گیت) بروند. بارگیری مسافران به هواپیما از ۱۰ دقیقه دیگر شروع می شود.


Boarding pass –  کارت پرواز(پاسپورت پرواز)

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی

مثال:

Sir, this is your boarding pass. You will be boarding at gate 22 at 6.35.

آقا، این کارت پرواز شما است. در ورودی شما برای سوار شدن به هواپیما، گیت ۲۲ در ساعت ۶٫۳۵ می باشد.


 Boarding time –  زمان سوار شدن به هواپیما

مثال:

Boarding will begin in approximately 5 minutes. We ask all families with young children to move to the front of the line.

سوار شدن به هواپیما تقریبا از۵ دقیقه دیگر شروع خواهد شد. از همه خانواده ها می خواهیم تا به همراه بچه های خود به مقابل خط هواپیمایی حرکت کنند.


 Book (a ticket) –  رزرو کردن (یک بلیط)

مثال:

Hi, how can I help you?
I’d like to book a return ticket to Paris, please.

سلام، چطور می توانم به شما کمک کنم؟

من می خواهم یک بلیط برگشت به پاریس رزرو کنم، لطفا.


Business class –  کلاس تجاری

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی

مثال:

 We’d like to invite all our passengers flying in business class to start boarding.

 

از تمام مسافران با پرواز کلاس تجاری دعوت می کنیم تا سوار هواپیما شوند.


  Carry on (luggage) – حمل کردن (چمدان)

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی

مثال:

 I’m sorry, but your carry on is too heavy. We will have to put it under the plane with the rest of the luggage.

 

متاسفم، اما باری که حمل می کنید بیش از حد سنگین است. ما باید آن را در زیر هواپیما کنار مابقی چمدان ها قرار دهیم.


 Check in –  بررسی کردن

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی

مثال:

 How many passengers are checking in with you?
It’s a large school group. We have 45 people in our party (group).

 

چه تعداد مسافر همراه با شما بررسی می شوند؟

آن یک گروه بزرگ مدرسه ای است. ما ۴۵ نفر در گروه هستیم.


 Conveyor belt/carousel/baggage claim – تسمه نقاله دریافت چمدان

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی

مثال:

 All passengers arriving from New York can pick up their luggage from carousel 4.

تمام مسافران وارد شده از نیویورک می توانند چمدان های خود را از تسمه نقاله دریافت چمدان شماره ۴ دریافت کنند.


Customs –  گمرک

قبل از اینکه شما مجوز ورود به کشور را داشته باشید، باید به قسمت گمرک بروید که مسئول گمرک را آنجا ببینید. در آنجا آنها بررسی می کنند که آیا شما چیزهای غیرقانونی مانند اسلحه، دارو یا مقدار زیاد پول با خود وارد کشور کرده اید یا خیر. اگر شما هیچ چیز غیرقانونی با خود حمل نکرده باشید، می توانید وارد کشور شوید.


Delayed  –  تاخیر

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی

مثال:

 Ladies and gentlemen, this is an announcement that flight NZ245 has been delayed. Your new departure time is 2.25.

خانم ها و آقایان، این یک اطلاعیه است که پرواز NZ245 به تاخیر افتاده است. زمان جدید حرکت شما ساعت ۲:۲۵ است.


 Departures –  خروج –  پروازهای خروجی

مثال:

All passengers flying to Istanbul are kindly requested to go to the departures lounge.

 

از همه مسافران پرواز به استانبول  درخواست می شود تا به سالن خروجی بروند.


 Economy class –  کلاس اقتصادی

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی

مثال:

I’d like to book an economy class ticket to Rome next Friday.
Would you like to make it return or one-way?
A return ticket. I’d like to come back the following Friday.
Okay then, for one week?

 

من می خواهم یک بلیط کلاس اقتصادی را به رم برای جمعه بعد رزرو کنم.

آیا می خواهید تک سفره باشد یا اینکه می خواهد رفت و برگشت باشد؟

یک بلیط رفت و برگشت. می خواهم جمعه بعدی برگردم.

اوکی پس برای یک هفته؟


 First class –  کلاس درجه ۱

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی

مثال:

 Next time I want to fly first class.
Why? It’s so expensive!
I’m just too tall. I have no leg room in economy.

دفعه بعد می خواهم پرواز کلاس درجه یک داشته باشم.

چرا؟ آن خیلی گران است!

من خیلی قد بلند هستم. در کلاس اقتصادی فضایی برای پاهایم ندارم.


  Fragile –  شکستنی

گاهی اوقات هنگامی که مسافرت می کنیم، چیزهایی را حمل می کنیم که ظریف هستند یا اینکه به راحتی می شکنند. یک روش برای اینکه به افرادی که چمدان های ما را جابه جا می کنند بفهمانیم که وسایل شکستنی داریم، زدن برچسب هایی با نوشته “شکستنی” روی چمدان هاست. این به آنها نشان خواهد داد که آنها باید کمی در جابه جایی چمدان ها بیشتر دقت کنند.


 Gate –  در ورودی

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی

مثال:

 Can you tell me where flight AZ672 to New York departs from, please?
Yes, it leaves from gate A27.

ممکن است لطفا به من بگویید که پرواز AZ672 نیویورک از کجا حرکت می کند؟

بله، از گیت A27 خارج می شود.


 Identification –  تشخیص هویت

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی

مثال:

 I’d like to book a flight to New Jersey for tomorrow.
Certainly, can I see your ID please?

من می خواهم یک پرواز به نیوجرسی برای فردا رزرو کنم.

بله حتما، می توانم کارت شناسایی شما را ببینم؟


 Liquids –  مایعات

مثال:

Are you traveling with any liquids?
Yes, I have this deodorant.
I’m sorry, but that is too big. Each container must not exceed (go over) 100ml.

آیا شما در سفر مایعات به همراه خود دارید؟

بله، من این دئودورانت را دارم.

متاسفم، اما آن خیلی بزرگ است. هر مسافر نباید بیشتر از ۱۰۰ میلی لیتر مایعات همراه خود داشته باشد.


 Long-haul flight – پرواز در مسافت های طولانی

مثال:

 I really don’t like long-haul flights and wished we had a stopover somewhere, but we really need to get back on that day and we don’t have time.

 

من واقعا پروازهای در مسافت طولانی را دوست ندارم و امیدوارم یک توقفگاه در جایی داشته باشیم، اما واقعا نیاز به بازگشت در آن روز را داریم و وقت نداریم.


 On time –  به موقع

When you are traveling and you want to check the status of your flight you can look at the departures board. Here you will see all your flight information and if it says that your flight number is on time then the plane will depart at the right time.

 

هنگامی که شما در حال سفر هستید می خواهید تا وضعیت پرواز خود را چک کنید، شما می توانید به برد پروازهای خروجی نگاه کنید. در اینجا شما تمامی اطلاعات پروازتان را می بینید و اگر که آن اعلام کند که شماره پرواز شما به موقع هست، پس هواپیما در زمان تعیین شده عازم می شود.


 One-way (ticket) –  یک طرفه (بلیط)

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی

مثال:

 Hi, I’d like to book a one-way ticket to Hong Kong.
What’s your purpose (reason) for traveling?
We’re emigrating (moving for a new life) there.

سلام، من می خواهم تا یک بلیط یک طرفه به هنگ کنگ رزرو کنم.

هدف شما از مسافرت چیست؟

ما در حال مهاجرت به آنجا هستیم.


 Oversized baggage/Overweight baggage – اضافه وزن در چمدان

مثال:

 I’m sorry madam, but your bag is overweight.
By how many kilos?
Two.
One minute, let me just take a few things out.

 

خانم متاسفم، اما کیف شما دارای اضافه وزن است.

چند کیلو اضافه وزن دارد؟

۲ کیلو.

یک دقیقه به من اجازه بدهید تا بعضی از وسایل را خالی کنم.


 Stopover (layover) –  توقفگاه

مثال:

 If you’re traveling from Europe to Australia, it’s recommended that you have a stopover either in Los Angeles or Dubai because the flight is very long otherwise.

 

اگر شما در سفر از اروپا به استرالیا هستید، توصیه می شود که شما باید یک توقفگاه هم در لس آنجلس یا دبی داشته باشید، به دلیل اینکه در غیراینصورت پرواز بسیار طولانی است.


  Travel agent –  آژانس مسافرتی

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی

مثال:

I tried looking for a flight online, but I couldn’t book it with my credit card.
You should visit the travel agent in the mall, she is very good and they have great offers.

من به دنبال یک پرواز آنلاین هستم، اما نمی توانم آن را با کارت اعتباری ام رزرو کنم.

شما باید در بازار، کارگزار آژانس مسافرتی را ملاقات کنید. او بسیار خوب است و تخفیف های بزرگی ارائه می دهد.


 Visa –  ویزا

زبان انگلیسی، کلمات پرکاربرد انگلیسی

مثال:

 Could you tell me if a person from Albania needs a visa to travel to Italy?
How long are you going for?
۳ weeks.
No, you don’t require (need) a visa. Albanian citizens can travel up to 3 months without a visa to any EU country.

ممکن است به من بگویید آیا یک فرد برای سفر از آلبانی به ایتالیا نیاز به یک ویزا دارد؟

شما برای چه مدت می روید؟

۳ هفته؟

خیر، شما نیازی به ویزا ندارید. شهروندان آلبانیایی می توانند تا ۳ ماه بدون ویزا به هر کشور اتحادیه اروپا سفر کنند.